مرگ مغزی
مرگ مغزی
به وضعیت غیر قابل بازگشت همه عملکردهای مغز اطلاق میشود. درچنین وضعیتی همهٔ نورونهای مغز درنتیجهٔ هیپوکسی تخریب میشوند. برای تشخیص مرگ مغزی باید تمامی اعمال مغزی به صورت غیر قابل برگشت از بین رفتهباشند.
مرگ مغزی
به وضعیت غیر قابل بازگشت همه عملکردهای مغز اطلاق میشود. درچنین وضعیتی همهٔ نورونهای مغز درنتیجهٔ هیپوکسی تخریب میشوند. برای تشخیص مرگ مغزی باید تمامی اعمال مغزی به صورت غیر قابل برگشت از بین رفتهباشند.
مرگ بالینی (ظاهری)- مرگ فیزیولوژیک (حقیقی)
مرگ بالینی : توقف قابل برگشت علائم حیاتی ( نبض، تنفس، فشارخون) را گویند. در این مرحله، آسیب های وارده قابل برگشت بوده و فرد به ظاهر مرده را می توان احیاء نمود.
مرگ فیزیولوژیک : توقف دائم تمام اعمال حیاتی را گویند که در آن به علت تاخیر درآغاز احیاء ، فقدان اکسیژن رسانی منجر به آسیب های جبران ناپذیر مغز و پس سایر ارگان ها شده و فرد قابل احیا و برگشت نیست. در واقع کاهش جریان خون و هیپوکسی بیش از 6-4 دقیقه منجر به مرگ فیزیولوژیک می گردد.
علائم مشترک مرگ بالینی و فیزیولوژیک :
1 - فقدان نبض، تنفس، فشارخون
2 - اختلال سیستم عصبی مرکزی: بی هوشی، بی حرکتی ، بی حسی، اختلال رفلکس ها
علائم ویژه مرگ بالینی و فیزیولوژیک :
1- حرارت بدن: در مرگ حقیقی، حرارت بدن برابر با دمای محیط و سرد است ولی در مرگ بالینی حرارت بدن تابع محیط نبوده و گرم است
2- قوام عضلات: در مرگ حقیقی، عضلات سفت شده ولی در مرگ بالینی عضلات قوام طبیعی دارند.
3- رفلکس مردمک: در مرگ حقیقی، مردمک ها گشاد و در مقابل نور واکنشی نشان نمی دهند ولی در مرگ بالینی مردمک های در مقابل نور تنگ می شود.
آنوکسی :
نبود اکسیژن کافی بافت ها علی رغم خون رسانی مناسب.آسیستول بطنی :
معمولاً آنرا خط صاف نیز می گویند. آسیستول بطنی به وسیله عدم وجود کمپلکس QRS تأیید شده در دولید مختلف عمود بر هم مثل لید П وШ یا I و avf مشخص می گردد، اگر چه ممکن است امواج P برای مدّت
کوتاهی ظاهر شوند. ضربان قلب قابل لمس و نبض و تنفس وجود ندارد، بدون درمان فوری، آسیستول بطنی کشنده است.
شوک کارديوژنيک :
نارسائى شديد بطن چپ همراه با هيپوتانسيون (pb<80mmHg) و افزايش 20mmHg) PCW<) توأم با اوليگورى (20mL/h>)، تنگ شدن عروق محيطي، کند شدن حواس (Dulled Sensorium)، و اسيدوز متابوليک